المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
113
مروج الذهب ( فارسى )
غالباً هنگام سحرگاهان است . بسيارى از ناخدايان اين دريا و كشتيبانان سيرافى و عمانى كه اين دريا را مىپيمايند و بمعمورههاى جزاير و سواحل آن رفت و آمد دارند گويند كه در قسمت اعظم اين دريا مد و جزر در سال بيش از دو بار نيست ؛ يك بار در ماههاى تابستان در شمال و شرق تا مدت شش ماه مد مىشود و آب نقاط شرقى زمين و نواحى چين بسواحل چين و ماوراى آن طغيان مىكند و بار ديگر در ماههاى زمستان در جنوب و غرب تا مدت شش ماه مد مىشود و چون تابستان بيايد آب در مغرب دريا طغيان كند و از چين پس رود و تواند بود كه دريا به حركت بادها حركت كند و چون خورشيد در سمت شمال باشد بعللى كه گفتهاند هوا به طرف جنوب حركت كند و چون خورشيد در سمت شمال باشد بعلل كه گفتهاند هوا به طرف جنوب حركت كند و آب دريا با حركت هوا به طرف جنوب روان شود و در تابستان درياهاى جنوبى چنين باشد كه شمال به قوت بر آن وزد و آب ناحيهء درياهاى شمالى كم شود و نيز با آن از طرف جنوب به طرف شمال روان شود و آب در نواحى جنوبى دريا كم شود و انتقال آب دريا در اين دو سو يعنى بسوى شمال و جنوب همان جزر و مد است زيرا مد جنوب جزر شمال است و مد شمال جزر جنوب است ، اگر ماه نيز با بعضى ستارگان سيار در يكى از دو جهت متوافق شود دو نيرو بهم پيوندد و گرما سختتر شود و جريان هوا قوىتر شود و انتقال آب دريا در جهت مخالف خورشيد با شدت بيشتر رخ دهد . مسعودى گويد : اينكه گفتيم رأى يعقوب بن اسحاق كندى و احمد بن طيب سرخسى است كه دريا با حركت بادها حركت مىكند و من نظير آن را بديار كنبايه هند كه صندل كنبايى را در آنجا و شهرهاى مجاور آن چون سندان و سوفاره ميسازند و منسوب بدانجاست ديدهام ، من بسال سيصد و سىام بدانجا بودم كه در آن موقع بانياى برهمن از جانب بلهرى فرمانرواى مانكير پادشاه آنجا بود و علاقهء بسيار داشت كه با مسلمانان و پيروان دينهاى ديگر كه بديار او ميشدند